ایلیا شاملی

 
نویسنده : احمدرضا شاملی - ساعت ۱٠:٠٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱۱/۱۱
 


اگه تو نخندی من دنیا رو داغون می‌کنم
چشم این آسمونو پره بارون می‌کنم

اگه تو نخندی با ستاره‌ها قهر می‌کنم
زندگی‌ رو به تمام آدما زهر می‌کنم

اگه تو نخندی دیونه میشم به جون تو
می‌میرم یه روز نبینم لبهای خندونتو

اگه تو نخندی من قهر می‌کنم با همه کس
میشینم یه گوشه میشینم همینو بس

آخه اون لبهای تو با خنده غوغا می‌کنه
وقتی‌ می‌خندی لبات ول وله بر پا می‌کنه

اون که مستم با صدای خوبه خنده‌ها‌ی تو
بخدا که خنده‌ها ت مردرو سر پا می‌کنه

اگه تو نخندی آسمونو دلگیر می‌کنم
دنیارو به پای غصه‌های تو پیر می‌کنم

اگه تو نخندی اصلا میرم از روی زمین
میشینم منتظر خنده‌ها‌ی تو در کمین

اگه تو نخندی دیونه میشم به جون تو
می‌میرم یه روز نبینم لبهای خندون تو

اگه تو نخندی من قهر می‌کنم با همه کس
میشینم یه گوشه میشینم گریه می‌کنم همینو بس


آخه اون لبهای تو با خنده غوغا می‌کنه
وقتی‌ می‌خندی لبات ول وله برپا می‌کنه

اون که مستم از صدای خوبه خنده‌ها‌ی تو
بخدا که خنده‌ها ت مردرو سر پا می‌کنه